crowd

[ایالات متحده]/kraʊd/
[بریتانیا]/kraʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از افراد، تماشاگران؛ تعداد زیادی از افراد که به طور نزدیک جمع شده‌اند، فشرده، انبوه.

عبارات و ترکیب‌ها

cheering crowd

تماشاگران تشویق کننده

a crowd of

گروهی از

crowd out

از جمعیت بیرون رفتن

crowd into

وارد جمعیت شدن

follow the crowd

پای جمعیت راه بیفت

crowd around

اطراف جمعیت

crowd behavior

رفتار جمعیتی

capacity crowd

جمعیت با ظرفیت

جملات نمونه

The crowd is gathering.

جمعیت در حال جمع شدن است.

the crowd of tall buildings.

گروهی از ساختمان‌های بلند.

a crowd of city swells.

گروهی از افراد مهم شهر.

The crowd grew restive.

جمعیت مضطرب شد.

incite a crowd to riot

تشویق جمعیت به شورش

a capacity crowd at the concert.

تعدادی زیاد از جمعیت در کنسرت

the chant of the crowd at the rally.

همچشپي جمعیت در گردهم آیی

The crowd broke up.

جمعیت متفرق شد.

they crowded into the cockpit.

آنها به طور انبوه وارد کابین خلبان شدند.

a crowd of flea-bitten louts.

گروهی از لوت‌های infested با کک.

the noise from the crowd was incredible.

صدای جمعیت باورنکردنی بود.

massive crowds are expected.

انتظار می‌رود جمعیت زیادی حضور داشته باشند.

a crowd atwitter with expectation.

گروهی که با انتظار به هم ریخته بودند.

the crowd was very well behaved.

جمعیت بسیار با رفتار خوب بودند.

Condominiums crowd the oceanfront.

آپارتمان‌ها در امتداد خط ساحلی متراکم شده‌اند.

a crowd of lookers -on

گروهی از تماشاگران

نمونه‌های واقعی

Anti-riot police didn't intervene to disperse the crowds.

پلیس ضد شورش برای متفرق کردن جمعیت مداخله نکرد.

منبع: BBC Listening Collection February 2020

You want to win over a crowd?

آیا می خواهید توجه یک جمعیت را جلب کنید؟

منبع: Modern Family - Season 05

See all the sidewalks are all crowded up with garbage? '

نگاه کن، همه پیاده روها پر از زباله هستند!

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

She turned him to face the crowd.

او او را به سمت جمعیت چرخاند.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

It draws both a crowd and a " cloud" .

این هم جمعیت را جذب می کند و هم یک " ابر ".

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

And we're in a world that's getting crowded, population-wise.

و ما در دنیایی هستیم که از نظر جمعیت، متراکم تر می شود.

منبع: CNN Celebrity Interview

Officials using tear gas to break up the crowd.

مقامات از گاز اشک آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده کردند.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

The crowd hailed the new boxing champion.

جمعیت قهرمان جدید مشت‌بازی را تشویق کردند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Pretty soon quite a crowd had gathered.

خیلی زود جمعیت زیادی جمع شدند.

منبع: Charlotte's Web

That big hit will always please the crowd!

آن ضربه بزرگ همیشه جمعیت را خوشحال می کند!

منبع: VOA Vocabulary Explanation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید